کانال تلگرام سوپر موزیک

متن آهنگ شبانه زوزه می‌کشد سکوت سرد این اتاق از بامداد

شبانه زوزه می‌کشد سکوتِ سردِ این اتاق
شبیه گور می‌شود فضای خالی تنم
هزار سایه می‌دوند به سمت روشنای چشم
و می‌خورند چنگشان به آخرین تپیدنم
جهان کشانده است مرا به مرز بی‌پناهیش
و حلقه کرده گردنم طنابِ این تباهیش
دوباره مرگ می‌چکد ز سقف‌های بی‌پناه
و ردّ خون کشیده می‌شود به روی گردنم
شبیه به وحی می‌رسد صدای ضجّه‌های دور
که می‌دمد هراس را به لحظه‌لحظه بودنم
فرار می‌کنم ولی جهان نشسته روبرو
شبیه به آینه شده مقابل شکستنم
فرار ممکن است اگر مسیر وا شود
ولی جهان نشسته روبرو بدون زره ای خطا
سکوت می‌کنم ولی قیامتیست در گلو
که می‌کشد مرا به سمت مرگِ خویشتنم
و خسته‌تر ز هر نفس، شکسته‌تر ز هر نگاه
که جا گذاشتم خودم میان این همه تباه
و در غبارِ سردِ شب، میانِ این هجومِ درد
نفس دفن می‌شود به زیرِ سقفِ بی‌پناه
به بغض واژه‌ها قسم رسیده آخرین نفس
منی که شعر می‌شد به مرگ خود رسیده ام

ارسال دیدگاه