کانال تلگرام سوپر موزیک

متن آهنگ اوایل زمستون بود نوشتم وصیتمو زدم از خونه بیرون از امیر مودب

گوشی بابام زنگ خورد گفتن پسرت بد خونده
ازش سوال بپرس سوالا تو لونه سگ مونده
به تاکسیه گفتم عمو چقدر دیگه می‌رسیم
گفت اونا بردن عزیزم تو پیروزی کم مونده
سر شبی بی‌گناه رفت مادر بچه‌اش
همون شب یکی دیگه رفت مادر بچه‌اش
پس چرا خدایی هیچ ریلکشنی نداره

آخه مگه نبودن همین آدما بنده‌اش
تو هر کوچه‌ای 10 تا 10 تا حجله میذارن
می‌دونیم چرا پر زد دلیلشو سکته می‌ذارن
رفتم سوپرمارکت گفتم نخ سیگار بهم بده
گفت اگه شرایطتون این نبود بهت نمی‌دادم
یادمه شب آخر که رفیقم داشت میزد باهام حرف
فرداش تو چشمام دیدم که داشت می‌شد دف
می‌گن چه خایه‌ای داری این همه ترک می‌ذاری
خایه رو اونی داشت که جونشو داد رفت
موتورت بود، تو آینده‌اش بگذر چون
گنده گوشاش نرسیدن به خایه تو
شرمنده مادری که جیگرگوشه‌اش رفت
به خاطر من، به خاطر تو

اوایل زمستون بود، نوشتم وصیتمو
زدم از خانه بیرون چون خسته‌ام از وضعیامو
عموجون با دلار چوس تومن زندگیاتو ساختی، نه
پس هیچ‌وقت منو نصیحت نکن
دروغ بود ولی اندازه‌ی 10 سال خاطره با منه
هی ادامه میدم، اون چی مانع راهمه
جوانای اون‌ور 18 می‌شن، تازه می‌رن سر کار
من ۷ سال فقط سابقه کارمه
چی درست شده تا الان چه ساده شدی
می‌گن من و هم‌سنام عامل فساد شدیم
مگه دهه شصتیا می‌گن که ما نسل سوخته‌ایم
اگه این‌جوریه که ما حاجی جغاله‌ شدیم
عموجون بگو برات از بیکاری بگم
از اون بچه‌ای که هی می‌کشه سیگاری بگم
از ننه دختره که بهم میگه چی داری بگم
اگه بس نیست برات از پراید میلیاردی بگم

از این نصیحتا گوشم زیادی پره
ما حتی طلوعمون هم پر از سیاهی شده
همین کم مونده تو بگی چرا فکرت هدف نیست
آخه میدونی پول تو جیبام زیادی شده

ارسال دیدگاه