کانال تلگرام سوپر موزیک

متن آهنگ نفیر ربنای غم اذان به وقت انزوا نماز های وحشت از بامداد

نفیر ربنای غم اذان به وقت انزوا

نماز های وحشت از جنازه های سایه ها

ببین شبانه گریه را در ابتدای نامه‌ام
نمی‌رسم به انتها که خسته از ادامه‎‌ام
به نام چشم‌های تو به حرمت نگاه تو
به سجده می‌رود قلم به سمت قبله‌گاه تو
دوباره می‌نویسم از شکنجه‌های روزگار
که خسته می‌کشد مرا به پای چوبه‌های دار
به درد می‌نویسمش، به آه تا بخوانی‌ام
بخواه تا بگویمت امید زندگانی‌ام
زمانه می‌برد مرا به پرتگاه زندگی
و بسته دور گردنم همیشه یوغ بندگی
شبانه کوچ می‌کنم به سرزمین خاطرت
به خاطرت شدم شبی پرنده مهاجرت
دوباره دیو غصه‌ها خزید لای دفترم
تمام شعرهای من شکست بیش باورم
نفیر ربنای غم، اذان وقت انزوا
نمازهای وحشت از جنازه‌های سایه‌ها
سکوت می‌کنم ولی غمی به قدر آسمان
ببین که زخم می‌زند به بندبند استخوان
به بغض واژه‌ها قسم که بی‌تو لال می‌شوم
منی که منزوی‌ترین غزل‌سرای عالمم

ارسال دیدگاه