متن آهنگ مهاجرت از یاسر بینام
ساکتو جمع کن بیا
بابا هیچی نمیگه مامان دلش تنگ شده بیا
نگرانیم، نزدی زنگ چند دفعه جنگ شد بیا
دلمون تنگ شده بیا
بالتو باز کن بیا
آسمون آبی پرنده شو پرواز کن بیا
نذار ببینن شدی پیر موهاتو رنگ کن بیا
ساکتو جمع کن بیا
کل زندگیمو دویدم، تهش موندم اینجا
اون نیمهٔ شاد زندگیم موند تو کودکیم جا
میدونم یه روزم اگه از ایران برم
جسمم شاید اونجا باشه، روحم اینجاست
تو بیمارستان بیشترم همیشه توی فکر خداییم
پلهٔ فرودگاه بیشتر از دادگاه دیده جدایی
این ساک لعنتی میذاره منو سر دو راهی
ترکش خانواده سختتر از ترک ککایین
کاش میشد به وضع سابقم، به سمت مبدأ
کاش میشد بپرم بی اون که بلرزه پام
کاش میشد مرد بدون اینکه بفهمه مامان
کاش از ته دل یه بار دیگه بخنده بابا
ساکتو جمع کن بیا
بابا هیچی نمیگه مامان دلش تنگ شده، بیا
نگرانیم، نزدی زنگ چند دفعه جنگ شد، بیا
دلمون تنگ شده بیا
بالتو باز کن بیا
آسمونِ آبیِ پرندهشو باز کن بیا
نذار ببینن شدی پیر موهاتو رنگ کن بیا
ساکتو جمع کن بیا
اگه رفیقامو نبینم چی زورم نرسه به اشکم
مامان دم پریدن چی
تو شهر خودم که بد غریبه بودم
اگه برم اونجا و ببینم غریبم چی
اگه مامان بابا دیگه منو ندیدن چی
حواسی کسی به خانواده نبود شبیه من چی
مثلا برم و برنگردم مامان زورش نرسه به کیسه ساکه خریدن چی
شاید طبیعیه دم رفتن چشمها بباره
قد یه دنیا تو این کوله پشتی اضافه باره
بعضی وقتها میده دنیا اون رو بدشو نشان
ولی چی میشه کرد زندگی ادامه داره
شاید تظاهر بکنم که خوبم و لبام خندهست
قد بغل بابا تو چمدونم ندارم جا
گفتن ویزا رسید، بعضی وقتها تلخه خبر خوب
دلم تنگه واسه مامان بابا، هر سه نفرمون
ارسال دیدگاه